با عرض سلام به دوستانه خوب و عزيزم
همان طور كه مي دونيد هــفدهم مرداد مـاه ميلاد مـولاي متــقيان مصادف بـود با روز پدر، من هم براي اين مناسبت مطلبي نوشتم، متاسفانه تا چند روز پيش وبلاگم آماده نبود، تصميم گرفتم كه اون متني كه به ياد پدره عزيزم نوشتم، در قالب وبلاگم قرار بدهم.
يادش گرامي و روحش شاد![]()
به ياده پدره عزيزم
نميدونم با اين كه ماهاست از پيشم رفته ولي امشب خيلي دلم هواشو كرده و اشكهام بي اختيار از گونههام سرازير شده بود و ديگه قدرت مهار كردن اون اشكهارو نداشتم. خيلي دلم براي نوازشش، حرف زدنش، خنديدنش، ...
فكر ميكردم گمش كردم ديگه قــادر نيستم ببينــمش و با چشمان اشك آلــود به خواب رفــتم. ولي الان، آهان اینجاست، پیدایش کردم.... عکسش را می گویم . پ عزيزم که در عکس پايين گلهای لالهی سرخ است، اين عكس پ، عزيز من است .. روزی که از پيش من رفت و تنهايم گذاشت فكر كردم بايد پرواز كرده باشه اون بالا بالاها، به همين خاطر به درخت بید مجنون سرکوچه گفتم برایم بوسهای از شانههایش بچیند، به آسمان گفته بودم عکسش را برایم بگیرد. بیچاره درخت بید !
طاقت بوسه اش را نیاورد و خشکید ؛ آسمان هم تا چهره اش را دید دست و پایش را گم کرد؛
عکس از دستش افتاد و پایین آمد و در حوض وسط حیاط مان افتاد. آن گونه که با تعجب به عقب نگاه می کند انگار از کنار بید مجنون که رد شد و بید خشک شد ، تعجبش بر انگیخته شده بود - گمان نمی کنم تعجبش به خاطر رويیدن گلها جای قدمهايش باشد... - و آن سه تار مویش که بیرون مانده، یکی برای دخیل بستن من است ، یکی رشته ی امید من است و دیگری برای اینکه خود را به دار عشقش بیاویزم ...
خیلی دوستش دارم . . .
خیلی دوستش دارم . . .
خیلی دوستش دارم . . .
خیلی دوستش دارم . . .
خیلی دوستش دارم . . .
خیلی دوستش دارم . . .
خیلی دوستش دارم . . .
خیلی دوستش دارم . . .
خیلی دوستش دارم . . .
......................
...................
...............
............
..........
........
......
....
...

