بله حدود یکسال و نیم پیش با
همین قلم برای معلولان ۱۶ ماده تحت عنوان قانون حمایت از معلولان توسط
نمایندگان مجلس نوشته و به تصویب رسید و نور امیدی در دل همه معلولین روشن
شد.
ما معلولین فکر کردیم که دیگر
موانع و بی حمایتی ها تمام شد، بي حمايتي هاي قشري از جامعه كه به واسطه محدوديت
هاي فیزیکی، معلول خوانده شده و به خاطر معلوليت هايشان گاه از حقوق انساني خود
محروم مانده اند، از آن روز به بعد بود که ما در دل خود نور امیدی را حس کردیم و به
انتظار نشستیم و هنوز هم در انتظار هستیم
.
من هم به این قلم و خداوند متوصل
می شوم و می نویسم:
می نویسم از دردها و کمبودهای
خودم و همنوعانم، مگر معلولیت جرم یا خلافی است که مستحق اینگونه بی تفاوتی باشد؟
در جامعه جرمهای زیادی صورت می
گیرد و مجرم را بعد از مدتی سزاوار آن همه تنیبه نمی دادند و بلاخره مجرم تبرئه می
شود .
هر چه مي انديشم مگر ما چه
خواسته ایم جز یک زندگی ساده به شمار آمدن یک شهروند ساده، شهروندی که بتواند خودش
برای تامین مایحتاج زندگی و نیازهای روزمره اقدام کند. دیگر نیازی به کمک گرفتن از
دیگران نباشد. زندگی خود را اداره کند ، به میل خود خرید کند برای رفتن به جایی
برای تردد مشکل و مانعی نداشته باشد. دارای شغل و اعتبار منزلت اجتماعی باشد. مخارج
درمانش را بدون دغدغه و بدون کمک دیگران بپردازد و
.......
متأسفانه کسانی که قوانین را به
تصویب رساندند اجرای آن را از یاد بردند. روز معلولین نزدیک
است،
می دانم چند روز دیگر مطبوعات و مسئولین در این
روز اشاره ای به مشکلات و دردهای این قشر را در حدی اختصاص می دهند که به همه
بفمهمانند که دارای تقویم هستند و مناسبها را هم به یاد
دارند.
هنوز من و همنوعان من امیدوار به قلم
پناه می بریم و از این قلم مدد می خواهیم که فریادرس و مددکار بی حمایتیه ما شود و
خواسته کسانی که به واسطه محدودیت فیزیکی از حقوق انساني خود محروم مانده اند به
گوش مسئولین ذی ربط برساند.

