حسرت همیشگی
حرفهای ما هنوز ناتمام...
تا نگاه میکنی:
وقت رفتن است
باز هم همان حکایت همیشگی
پیش از آنکه با خبر شوی
لحظه عزیمت تو ناگزیر میشود
آی...
ای دریغ و حسرت همیشگی
ناگهان
چقدر زود
دیر میشود.
روحت شاد و یادت گرامی باد دایی خوبم
|+|
نوشته شده توسط معصومه در دوشنبه سیزدهم آبان 1387 و ساعت 16:16

